آزاد واری ادامه داد: ما به عنوان کارگزار تاکنون تولید کننده ای را ندیدیم که از فرصت های موجود در کشور استفاده کرده باشد.در واقع نرخ حاشیه سود در ایران کم است و واسطه ها این سود را کمتر هم می کنند.
وی گفت وارد شدن به حوزه تامین منابع مالی دراین صنعت وظیفه موسسات مالی و اعتباری است چراکه بانک ها، هرگز در صنعتی که ریسک دارد، وارد نمی شوند.
وی تاکید کرد: در دنیا اجازه نمی دهند قیمت ها دستکاری بشود اما در ایران این اتفاق به سادگی رخ می دهد و سازمان ها و تشکل هایی هم که دراین صنعت وجود دارد واقعا ناموفق عمل کرده اند.
وی گفت: قبل از اجرای طرح در کشورهیچ نهادی مجوزها را بررسی نمی کند وبعد ازاخذ مجوزهای لازم در مرحله تامین منابع مالی با مشکل روبرو می شوند و توقع مشتری این است که چون مجوز دارد یعنی همه مراحل را پشت سر گذاشته است.
به گفته وی این درحالی است که بررسی در مرحله تامین منابع مالی با اعطای مجوز تفاوت دارد و ممکن است یک طرح از وزارت صنایع مجوز داشته باشد اما نهادهای تامین مالی به دلیل ریسک بالا ،قادر به حمایت از طرح نباشند.
آزادواری یادآوری کرد: هم نهاد های مالی موجود و هم نهادهای مالی جدید بدون تحلیل فرایند نمی توانند از این صنعت حمایت کنند و الزاما با تشکیل نهاد تامین مالی تخصصی نمی توان مشکلات صنعت را حل کرد.
وی یکی دیگر از مشکلات این صنعت را برای دریافت منابع مالی عدم تمرکز و پراکندگی دانست و افزود: در کشور با حجم بالایی از تولید کننده کوچک طرف هستیم که ریسک کارشان بالاست،بازدهی کارشان هم مشخص نیست.وزارت صنایع پروانه کارمی دهد بدون اینکه توجه داشته باشد که باید این پروانه کار تامین مالی شود.در نهایت نهاد های مالی باید مسایل مالی شرکتی را تامین کنند که از اول هم معلوم بوده که راه اندازی آن هیچ توجیهی نداشته است.
یکی از مشکلات دیگر قبول ریسک و تسهیل ضوابط و روابط است که دراین موضوع نقش تشکل ها و سندیکاها خیلی مهم است و درصورت تعریف مسولیتها درقبال ریسکهای احتمالی و توازن ریسک و بازدهی، نهادهای مالی می توانند با انگیزه تر وارد این فضا شوند.
وی در پایان پیشنهاد کرد که ایجاد صندوق نباید اولین پیشنهاد باشد و بهتر است ابتدا به سازماندهی و تسهیل بیشتر روابط فکر کنیم.